• امروز : پنج شنبه - ۱۸ آذر - ۱۴۰۰
  • برابر با : 5 - جماد أول - 1443
  • برابر با : Thursday - 9 December - 2021
1

سید جمال‌الدین اسدآبادی

  • کد خبر : 1146
  • 06 شهریور 1399 - 18:50
سید جمال‌الدین اسدآبادی

سید جمال‌الدّین اسدآبادی (۱۲۱۷–۱۹ اسفند ۱۲۷۵ خورشیدی) اندیشمند سیاسی و مبلغ اندیشه اتحاد اسلام بود. وی همچنین از اولین نظریه پردازان بنیادگرایی اسلامی محسوب می‌شود. سید جمال‌الدین اسدآبادی اولین متفکر مدرن و فعال اجتماعی بود که نسبت به بیماری‌های اجتماعی جوامع مسلمان و ضعف‌های موجود در آن هشدار داد؛ و در مقابل قدرت‌های غربی اسلام […]

سید جمال‌الدّین اسدآبادی (۱۲۱۷–۱۹ اسفند ۱۲۷۵ خورشیدی) اندیشمند سیاسی و مبلغ اندیشه اتحاد اسلام بود. وی همچنین از اولین نظریه پردازان بنیادگرایی اسلامی محسوب می‌شود. سید جمال‌الدین اسدآبادی اولین متفکر مدرن و فعال اجتماعی بود که نسبت به بیماری‌های اجتماعی جوامع مسلمان و ضعف‌های موجود در آن هشدار داد؛ و در مقابل قدرت‌های غربی اسلام گرائی را تبلیغ نمود. تأثیر او بر کشورهای اسلامی، مخصوصاً افغانستان، ایران و مصر شایان توجه است.

ملیت

گلدزیهر و جُمیِر می‌نویسند: «بنابر گزارش خودش، او متولد اسعدآباد نزدیک کُنَر، در شرق ناحیه کابل افغانستان بود. نیکی کدی معتقد است که او در روستای اسدآباد، نزدیک همدان، در خانواده محلی سادات به دنیا آمده‌است. به استناد بهترین مدرک، او ابتدا در خانه آموزش یافت، سپس توسط پدرش برای تحصیل بیشتر به قزوین، سپس تهران و در حالی که جوان بود، به عتبات، شهرهای زیارتگاه شیعیان در عراق فرستاده شد. به استناد رهبران شیعی، او تحت تأثیر مکتب شیعه قرار گرفته بود. اسدآبادی تحت تأثیر افکار فیلسوف‌های مسلمان، به ویژه ایرانی از جمله ابن‌سینا، خواجه نصیرالدین طوسی و ملاصدرا قرار گرفت. محمد عبده شاگرد سید جمال الدین و مترجم کتاب نیجریه وی به زبان عربی، در مقدمه ترجمه کتاب می‌نویسد، سید جمال الدین به دو علت در دولت افغانستان به مقام‌های وزارت رسید (نه در ایران): اول اینکه بتواند در کشورهای عربی خود را سنی معرفی کند و به هدف‌هایش برسد. دوم اینکه خود را از دست مقررات سختی که دولت ایران برای اتباعش در خارج قرار داده بود برهاند. یرواند آبراهامیان نیز معتقد است وی پس از مهاجرت به استانبول برای مخفی کردن زمینه شیعه خود، نام افغان را برگزید.

تحصیل در ایران و عراق

سیدجمال در کودکی خود به سرعت در علوم اسلامی متبحر شد و در علم حکمت و ریاضی و نجوم و … دستی پیدا کرد. در علم تاریخ، اطلاعات کافی به دست آورد و  در ۱۰  سالگی قرآن مجید و مقدمات آن را فراگرفت. تا اینکه پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در ۱۲۲۷خورشیدی به همراه پدر و مادر خود به قزوین رفت و پس از ۲ سال زندگی و تحصیل در آنجا به همراه خانواده اش رهسپار تهران شد و در خانه سلیمان خان حاکم اسدآباد ساکن شدند. سید در تهران با سید محمد صادق سنگلجی مجتهد آنجا  آشنا می شود.  تا اینکه از تهران عازم عتبات متبرکه عراق می شود. در میانه راه در بروجرد سه ماه در منزل حاج میرزا محمود بروجردی اقامت می کند و از آنجا به عراق می رود و در نجف و کربلا در محضر علمای شیعه مخصوصاً شیخ مرتضی انصاری حاضر می شود. اسدآبادی در مدت چهار سال تحصیلاتش را به پایان می رساند و در علم تفسیر، حدیث، حکمت و منطق و … از استادان فن بهره می برد که تمام مخارجش نیز در  این مدت بر عهده شیخ مرتضی انصاری بود.

سیر و سفر در سرزمین های اسلامی برای اتحاد اسلام

اسدآبادی در ۱۶ سالگی به ایران بازگشت و در بوشهر میرزا باقرخان بواناتی را که در آن زمان دعوی یوحنایی می کرد، ادب کرد و از راه بوشهر رهسپار هند شد. یک سال و نیم در آنجا اقامت داشت و به فراگرفتن علوم و ریاضی پرداخت. چند ماهی در کلکته منزل حاجی عبدالکریم بود و از آنجا به مکه رفت. سپس مدتی در حجاز ماند و در خصوص اتحاد مسلمانان دنیا با علما و روسای مذهبی مذاکره کرد.

سید از مکه برای بار دوم به نجف و کربلا رفت و پس از زیارت به عزم خراسان و افغانستان از عراق بیرون رفته سه شب در وطن مالوف خویش اسدآباد توقف کرد و از آنجا  عازم تهران شد. چند ماهی در آنجا ماند با میرزا بابای ذهبی سرسلسله ذهبیه ملاقاتی داشت و پس از آن عازم خراسان شد. در میان راه طایفه ای از ترکمان ها که اموال زوار را غارت کرده بودند، پس از ملاقات با سید عذرخواهی کرده و اموال آنها را پس دادند.

اسدآبادی پس از زیارت مرقد امام رضا(ع) به طرف افغانستان حرکت کرد و با امیر کابل مصاحبت و ندیم شد. قریب به پنج سال در آن مملکت سکونت اختیار کرد و مدتی مشاور و همکار نزدیک دوست محمد امیر افغانستان بود و پس از درگذشت او و درگیری و جنگ میان جانشینانش، یعنی شیرعلی و فرزندان دوست محمد جانب یکی از پسران دوست محمد به نام محمد اعظم گرفت. محمد اعظم از شیر علی شکست خورد  به ایران گریخت و در تهران درگذشت اما سید در افغانستان ماند و به واسطه حق‌گویی ها  مورد انتقام شیرعلی واقع نشد تا اینکه مدتی بعد از افغانستان به عزم حج خارج شد

در هندوستان

سید جمال در ۱۲۵۴ هجری قمری، بنا به دستور شیخ انصاری عازم هندوستان شد و ضمن آشنایی با علوم جدید، سعی کرد تا مردم و خصوصاً مسلمانان را علیه استعمار انگلستان بسیج کند.

در مصر

در مصر با استقبال برخی مقامات دولتی روبرو شد و شروع به تدریس و تبلیغ کرد. بسیاری از نویسندگان و روشنفکران مصر از او بهره بردند و شیخ محمد عبده مفتی بزرگ مصر او را همچون استاد خود می‌دانست. در تحولات سیاسی مصر نقش مؤثر داشت و به همین دلیل پس از مدتی به کوشش نمایندگان خارجی که منافع خود در مصر را در خطر می‌دیدند او را از مصر بیرون کردند و به هند رفت. مدتی او را در کلکته زیر نظر حکومت انگلیسی هند نگاه داشتند و بعد که اجازه یافت از راه دریای سرخ به اروپا رفت.

سفر به اروپا، بازگشت به ایران و اخراج توسط ناصرالدین‌شاه

در لندن و پاریس مورد توجه مقامات سیاسی اروپا بود. در پاریس با همکاری شیخ محمد عبده به انتشار روزنامه عروه الوثقی مبادرت نمود؛ که فقط ۱۸ شماره از آن منتشر شد. با نشر مقالات اندیشه‌های خود در مورد اتحاد اسلام را می‌پراکند. بالاخره به حجاز سفر کرد و از بوشهر به ایران وارد شد و به تهران رفت و در خانه حاجی محمد حسن امین‌الضرب ساکن شد.

چند بار با ناصرالدین‌شاه ملاقات کرد و از ضرورت قانون گفت ولی شاه سخنان او را نپسندید و پس از مدتی امر به اخراج او از ایران کرد. از راه مازندران به قفقاز و بعد به مسکو و پترزبورگ رفت. در سفری که به مونیخ رفت با ناصرالدین‌شاه و میرزاعلی‌اصغر اتابک ملاقات داشت و به دعوت آنان دوباره به ایران بازگشت. مدتی در شاه‌عبدالعظیم بود که باز به دستور شاه او را از ایران بیرون کردند. به بغداد و بصره سپس به اروپا رفت.

در عثمانی

سلطان عبدالحمید او را به استانبول دعوت کرد و امیدوار بود از نفوذ او برای اداره کشورهای اسلامی امپراتوری عثمانی بهره گیرد. در استانبول میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی و خبیرالملک به تشویق او به نشر مطالب علیه شاه و اتابک پرداختند. پس از کشته شدن ناصرالدین‌شاه به دست میرزا رضای کرمانی که از مریدان او بود، دولت ایران خواستار تحویل او شد ولی مقامات عثمانی نپذیرفتند.

مبارزه با مادی‌گرایی

سید جمال در مدت اقامت خود در هند، متوجه افکار نادرست و مادی‌گرایانه سرسید احمدخان شد و به مبارزه با آن پرداخت. در آثار سرسید احمدخان، هواداری از وهابیان سنت‌گرا هویدا بود. او پس از شورش معروف ۱۲۷۳ ه.ش/۱۸۵۷م در جهت تقریب مسلمانان و انگلیسیان فعالانه دست به کار شد و مذهبی التقاطی از اسلام پدید آورد که در اساس، با مسیحیت تفاوتی نداشت. از نظر او شباهت ذاتی این دو دین به یک اخلاق طبیعی قابل تحویل بود که عنصر مافوق طبیعی از آن زدوده شده باشد. این موضوع انگیزه سید جمال الدین اسدآبادی برای نوشتن کتاب نیچریه بود.» این کتاب به زبان فارسی نوشته شد و سپس به اردو ترجمه گردید و بعدها محمد عبده آن را به کمک عارف ابوتراب به فرانسه ترجمه کرد. سید جمال در این رساله، به رد مادی‌گرایی و نقش آن در انحطاط انسان و جوامع بشری و اثبات دین و نقش آن در ارتقای فضایل بشری می‌پردازد و اندیشه‌های شبه مادی سرسید احمدخان و اتباعش را به باد انتقاد می‌گیرد. سید جمال پس از رد فلسفه‌های مادی و دهری، به بیان سهم ارزشمند دین در ایجاد تمدن و ترقی می‌پردازد.

از نظر سرسید احمدخان هندی، ملاک حقانیت تعالیم دینی انطباق آنها با معیارهای عقل طبیعی است. از این رو، در تاویل خود از قرآن، معجزات را به شیوه‌ای تاویل می‌کرد که با آن معیارها منطبق باشند و به عبارت دیگر آنها را به طرزی طبیعی‌گرایانه تاویل می‌نمود. دیگر منابع اعتقاد یا عمل دینی – یعنی سنت و اجماع – را نیز رد می‌کرد و نص قرآن، به ویژه سوره‌های مکی را اساس اخلاق و معنویت منطبق با عقل و طبیعت می‌دانست. (از همین رو، نام «نیچری» [طبیعت‌گرا] به این جنبش داده شده بود). از نظر او، باید هر گونه عقیده و عملی که با این اخلاق ناسازگار به نظر آید – مانند جهاد و بردگی و انقیاد زنان – مردود دانست.

سید جمال به ردّ این اندیشه‌ها پرداخت و در مقاله‌ای با عنوان «تفسیر مفسر»، از تفسیری که سرسید احمدخان نوشته بود، به شدت انتقاد کرد. فعالیت‌های او بر ضد سرسید احمدخان، حتی در پاریس نیز ادامه داشت و با نوشتن مقاله‌ای با عنوان «الدهریون فی الهند» به شدت به سرسید احمدخان تاخت و بیان داشت که سرسید احمدخان تفسیری بر قرآن نوشته و کلمات آن را تحریف نموده و آنچه را خداوند نازل کرده، تغییر داده است. اما مخالفت سید جمال با سرسید احمدخان به نحوه تفسیر و برداشت از قرآن محدود نمی‌شد، بلکه اندیشه‌های اصلاحگرایانه سید جمال، عرصه تفکرات سیاسی را نیز شامل می‌شد. او با اندیشه‌های سیاسی سرسید احمدخان نیز به مخالفت برخاست. زیرا سرسید احمدخان با دولت انگلیس همراهی می‌کرد و معتقد بود برای رسیدن به پیشرفت اقتصادی، باید فرهنگ غربی را پذیرفت. از همین رو، سید علاوه بر اندیشه‌های اصلاح‌گرایانه عام خود که در جهت بهبود وضعیت مسلمانان جهان ترویج می‌کرد، به مبارزه جدی با افکار سرسید احمدخان برخاست که این کار از نظر محمد محیط طباطبائی، فکر و حواس سید را از توجه به هدف بالاتری که در سیاست و فلسفه اجتماعی خود است، بازداشت.

تاثیر و نفوذ اندیشه اصلاح‌گرایی سید جمال در ایران

نامه به میرزای شیرازی برای لغو امتیاز تنباکو

وقتی ناصرالدین شاه امتیاز تنباکو را به یک شرکت انگلیسی واگذار کرد، با مخالفت علمای شیعه روبه‌رو شد. در این بین، سید جمال الدین اسدآبادی و به تبع وی، میرزا رضای کرمانی، مرید خاص سید جمال، از سرسخت‌ترین مخالفان امتیاز تنباکو بودند. «با آنکه سید را از ایران تبعید کردند، ولی او در خارج نیز از هیچ کوششی برای لغو امتیاز تنباکو کوتاهی نمی‌کرد. او به میرزای شیرازی پیغام‌هایی فرستاد و نیز نامه‌ای در خصوص مظالم ناصرالدین شاه به مرحوم میرزای شیرازی نوشت و او را به اقدام برای لغو امتیاز دخانیات تشویق کرد. علاوه بر آن، با نوشتن نامه به علمای ایران، آنان را به مخالفت با شاه تشویق می‌کرد و از آنها می‌خواست که از فرصت به وجود آمده برای واژگون ساختن رژیم استبداد استفاده کنند.»

سید جمال در نامه‌ای که به مرحوم میرزای شیرازی نوشته، پس از اظهار ارادت به وی، از پادشاه ایران (ناصرالدین شاه) به عنوان فردی سست‌عنصر و بدسیرت نام می‌برد که از اداره کشور و حفظ منافع عمومی عاجز است و قسمت عمده کشور و درآمد آن را به دشمنان دین فروخته است. وی در این نامه، پس از ذکر ۸ فقره خیانت ناصرالدین شاه که شامل بخش اعظمی از دارایی کشور است که وی به دشمنان اسلام فروخته، از او با عنوان «خائن احمق» یاد می‌کند و با به کار بردن مهیج‌ترین جملات و بیانات، از مرحوم میرزای شیرازی تقاضا می‌کند که سکوت خود را شکسته، تصمیم قاطعی در این مورد بگیرد.

نامه به علما برای خلع ناصرالدین شاه

سید جمال در نامه به علمای ایران، صریحا از آنان می‌خواهد که پادشاه را از سلطنت خلع کنند: «ای مردان علم! مبادا در خلع این مرد تردید داشته باشید. مردی که غاصبانه سلطنت یافته. مردی که کارش فسق و فرمانش ستم است. مردی که پس از مکیدن خون‌های مسلمانان و خرد کردن استخوان فقرا و برهنگان و تهیدست نمودن ملت، جنونش گل کرده و درصدد برآمده است کشوری را که مایه عزت اسلام و پناهگاه دین است، به اجانب بدهد. مردی که از فرط نادانی، درصدد برآمده است نام کفر را بلند ساخته و زیر پرچم شرک درآید. باز می‌گویم وزرا، فرماندهان، عموم طبقات، ارتش، و پسران این ستمکار سرکش منتظر دستور شما هستند، دیگر کاسه صبرشان لبریز شده…»

آثار

سیدجمال‌الدین آثار مکتوبی دارد که عمده آنها تقریرات وی است که دیگران به رشته تحریر درآورده‌اند. عمده آثار وی را کلبه شروق با همکاری مرکز بررسی‌های اسلامی به مناسبت کنگره جهانی سیدجمال در تهران به چاپ رسانیده است؛ ازجمله:

رسائل فی الفلسفه و العرفان: این مجموعه شامل ۶ رساله در فلسفه و عرفان است که عمدتا توسط محمد عبده به رشته تحریر درآمده است. «مراه العارفین»، «الواردات»، «القضاء و القدر»، «فلسفه التربیه و فلسفه الصناعه»، «العلم و تأثیره فی الاراده و الاختیار» و ترجمه عربی رساله «نیچریه»

نامه‌ها و اسناد سیاسی – تاریخی: در بین اوراق و اسناد به جای مانده از سید جمال، ده‌ها نوشته و نامه از وی که در تهران، کرمانشاه، بغداد، بصره، پطرزبورغ، مسکو، استانبول، پاریس، لندن و غیره نوشته شده موجود است که اغلب آن‌ها محتوایی سیاسی یا انتقادی دارد. کتابِ “نامه‌ها و اسناد سیاسی – تاریخی” شامل ۵۰ نامه و سند تاریخی از سیدجمال، به زبان‌های عربی، ترکی و فارسی است.

مجموعه رسائل و مقالات: شامل بیش از سی رساله و مقاله از سیدجمال است که بخشی از آنها را خود سید نوشته و بخشی دیگر توسط سید بیان شده و محمد حسن آقا امین الضرب ثانی، آنها را تقریر و به خط خود نوشته است. در این مجموعه، قصه‌های سیدجمال نیز نقل شده است که برای نخستین بار توسط ابوالفضل قاسمی چاپ شد و نسخه خطی آن در بین اسناد سید در مجلس نگهداری می‌شود.

الرسائل و المقالات این مجموعه، شامل ۲۲ مقاله و رساله از سیدجمال به زبان عربی است. مانند : رساله درباره المهدیه، الشرق و الشرفیین، الرد علی رینان و… که بعضی از این مقالات در سال‌های اخیر، برای نخستین بار در مجله «الیوم السابع» پاریس و مجله «العالم» لندن، چاپ شده است.

تاریخ ایران و تاریخ افغان: که تالیف خود سیدجمال است.

العروه الوثقی: مجله‌ای بود که در پاریس منتشر می‌گردید. نخستین شماره آن در ۱۵ جمادی الاولی ۱۳۰۴ق (۱۳ مارس ۱۸۸۴م) در پاریس انتشار یافت و تا ذیحجه ۱۳۰۴ق (اکتبر ۱۸۸۴م) نشر آن ادامه پیدا کرد و جمعاً ۱۸ شماره از آن منتشر گردید. «سردبیر» این مجله، شیخ محمد عبده بود. مجموعه کامل این نشریه توسط اشخاص و یا ناشرین متعددی، در عراق، لبنان، مصر، ایران و اروپا بارها چاپ شده است و به مناسبت کنگره جهانی سیدجمال در تهران، از طرف مجمع التقریب با مقدمه‌ای مشروح در ۵۱۶ صفحه تجدید چاپ گردید.

‌ ضیاء الخافقین: مجله‌ای بود که سیدجمال‌الدین برخی مقالات آن را نگاشته و کلبه شروق با همکاری مرکز بررسی‌های اسلامی به چاپ رسانیده است. این مجله بیش از پنج شماره اجازه چاپ در انگلیس نیافت.

اندیشه‌های سیاسی

مرتضی مطهری در کتاب بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر می‌گوید دردهایی که سید جمال در جامعه اسلامی تشخیص می‌داد عبارت بود از:

  • استبداد حکام
  • جهالت و بی‌خبری توده مسلمان، و عقب ماندن آنها از کاروان علم و تمدن
  • نفوذ عقاید خرافی در اندیشه مسلمانان و دور افتادن آنها از اسلام نخستین
  • جدایی و تفرقه میان مسلمانان به عناوین مذهبی و غیرمذهبی
  • نفوذ استعمار غربی در کشورهای اسلامی.

مطهری در ادامه بیان می‌دارد که سید جمال چاره دردهایی را که تشخیص داده بود در موارد ذیل می‌دانست:

  • مبارزه با خودکامگی مستبدان از طریق آگاهاندن مردم به اینکه مبارزه سیاسی یک وظیفه شرعی و مذهبی است
  • مجهز شدن به علوم و فنون جدید
  • بازگشت به اسلام نخستین و دور ریختن خرافات و پیرایه‌ها و ساز و برگ‌هایی که در طول تاریخ به اسلام بسته شده است. از نظر سید، بازگشت مسلمانان به اسلام نخستین، به معنای بازگشت به قرآن و سنت معتبر و سیره سلف صالح است.
  • ایمان و اعتماد به مکتب و ایمان به اینکه اسلام قادر است به عنوان یک مکتب و یک نظام اعتقادی، مسلمانان را رهایی بخشد و به استبداد داخلی و استعمار خارجی پایان دهد و به مسلمانان عزت و سعادت ارزانی دارد.
  • مبارزه با استعمار خارجی، اعم از استعمار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی
  • اتحاد اسلام
  • دمیدن روح مبارزه و جهاد به کالبد نیمه‌جان جامعه اسلامی. او اصل فراموش شده جهاد را پیش کشید و فراموش شدن این اصل را عامل بزرگی برای انحطاط و مسلمانان تلقی کرد.
  • مبارزه با خودباختگی در برابر غرب

آرامگاه سید جمال الدین در دانشگاه کابل

او به مسلمانان اصرار می‌کرد که تفاوت‌های فرقه‌ای خود را به فراموشی سپرده، یکدیگر را به خاطر خیر و صلاح امت اسلام تحمل نمایند. خواست او از مسلمانان آن بود که علم و فناوری غرب را در کنار حفظ ارزش‌های اخلاقی و دینی خود اقتباس کنند. از اختلاف و تفرقه مسلمانان و حکام آنها بسیار نالان بود و در کلام دردمندانه و حاکی از تاسف عمیق خود، بیان داشت: «مسلمانان اتفاق کردند که اتحاد و اتفاق با یکدیگر نداشته باشند. دریغا که هر یک مانند خوره همدیگر را می‌خورند، تیشه به ریشه هستی خود می‌زنند! برای خرسندی دشمنان محمد (ص) پشت به قبله کنند! قرآن مجید را ندیده انگارند! غربزدگی را سرمایه افتخار خود و خاندانشان پندارند!» از این رو، او تنها هدف خود را اصلاح این وضع می‌دانست: «من صدراعظم نمی‌خواهم بشوم، من وزیر نمی‌خواهم بشوم، من ارکان دولت نمی‌خواهم بشوم، من وظیفه نمی‌خواهم، من عیال ندارم، من ملک ندارم و نمی‌خواهم که داشته باشم… من همیشه به یک حالت بوده و خواهم بود، جز نصیحت و اصلاح مقصد دیگری ندارم…». «مرا در این جهان، چه در غرب باشم و چه در شرق، مقصدی نیست، جز در اصلاح دنیا و آخرت مسلمانان بکوشم. و آخر آرزویم آن است که چون شهدای صالحین، خونم در این راه ریخته شود.»

لینک کوتاه : http://resanedanesh.ir/?p=1146

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آیت الله خامنه ای (3) ابن خلدون (2) اقتصاد اسلامی (5) الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت (3) اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان (34) انقلاب اسلامی (2) تقی آزاد ارمکی (2) حسین کچویان (5) حمید پارسانیا (8) حوزه های دانش اجتماعی (3) حکمرانی اجتماعی (9) دانش اجتماعی مسلمین (69) دانشوران جدید (4) دانشوران کلاسیک (4) دانشگاه تهران (3) رضا غلامی (4) روش شناسی (7) روش شناسی دانش اجتماعی مسلمین (6) زیست بوم فرهنگ و دانش اجتماعی (3) سهیلا صادقی فسایی (3) سپهبد شهید قاسم سلیمانی (5) سیاستگذاری (4) سید سعید زاهد زاهدانی (3) عدالت (4) عدالت اجتماعی (3) عدالت پژوهی (4) عقل سرخ (3) علوم اجتماعی (3) علوم انسانی اسلامی (4) علوم انسانی بومی (3) غلامرضا جمشیدیها (6) فضای مجازی (3) فلسفه و علوم اجتماعی (6) قیام حضرت سیدالشهدا علیه السلام (5) متفکران مسلمان (4) مسائل و آسیبهای اجتماعی (2) ملت امام حسین علیه السلام (9) مهدی حسین زاده یزدی (5) نشست علمی (4) نشست های دانش (4) نظریه پردازی (3) ِزنان، خانواده و دانش اجتماعی (4) پرونده ویژه (9) پیشرفت و تحول اجتماعی (6) کتاب (11)