• امروز : پنج شنبه - ۱۸ آذر - ۱۴۰۰
  • برابر با : 5 - جماد أول - 1443
  • برابر با : Thursday - 9 December - 2021
2

ابن خلدون

  • کد خبر : 787
  • 31 مرداد 1399 - 12:57
ابن خلدون
دکتر غلامرضا جمشیدیها

ابوزید عبدالرحمن بن محمد بن خلدون حَضرَمی معروف به «ابن خلدون» در سال ۷۳۲ ه‍جری قمری/ ۱۳۳۲ میلادی در تونس متولد شد. خانوادهٔ او از اعراب جنوبی عربستان بودند که پس از پیروزی مسلمانان بر مردم اسپانیا وارد این شهر شدند و تا زمانی که بین آن‌ها و مسیحیان اختلافی پیش آمد در این شهر بودند و پس از آن به سمت تونس حرکت کردند و در آنجا ساکن شدند.

در دوران کودکی ابن خلدون، بزرگان دینی که از اسپانیا به تونس سفر می‌کردند در خانهٔ آن‌ها توقف می‌کردند و همین امر باعث شد ابن خلدون از کودکی و به وسیلهٔ این افراد قرآن، فقه، تصوف، اخلاق، کلام، مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی، نجوم، اقتصاد، تاریخ، هندسه، جبر، حساب، لغت، فلاحت، طلسمات، شعر، آداب و تعلیم، منطق، ریاضی، فلسفه، سیاست، منشی‌گری و کارهای مربوط به حکومت را بیاموزد.

ابن خلدون کتاب «العبر و دیوان المبتداء و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر» را نوشت. این کتاب مقدمه‌ای بسیار معروف دارد و در آن به خوبی می‌توان دانش و چند بعدی بودن ابن خلدون را مشاهده کرد. او به رویکرد انتقادی و تحلیلی بسیار اهمیت می‌داد، نکته‌ای که مورخان پیش از وی در نظر نمی‌گرفتند. او در مقدمهٔ خود گفته‌هایش را به طرق مختلف اثبات کرده و گاهی منابعی که استفاده کرده را نیز مورد انتقاد قرار داده‌است. او علم عمران را بنیان نهاد. علمی که ما امروزه به آن جامعه‌شناسی می‌گوییم و برای شناخت و بررسی اخبار تاریخی مورد استفاده قرار می‌گیرد و در واقع علم اصول تاریخ است. ابن خلدون در سال ۸۰۸ ه‍جری قمری/ ۱۴۰۶ میلادی در سن ۷۳ سالگی در قاهره فوت کرد.

این متفکر اسلامی، پیشتاز علم تاریخ و جامعه‌شناسی تاریخی است و علاوه‌بر آن، برخی صاحب‌نظران او را یکی از بنیان‌گذاران حقیقی دانش اقتصاد در جهان شرق می‌دانند. به‌ عبارت دیگر، ابن‌خلدون طلایه‌دار دانش اقتصاد از یک‌سو و پیشاهنگ جامعه‌شناسی از سوی دیگر است؛ زیرا هرکس کتاب العبر وی را مطالعه کند، نظرات ارزشمندی درآن خواهد یافت و به این نتیجه می‌رسد، که ابن‌خلدون چهارصد سال قبل از آدام اسمیت (۱۷۹۰-۱۷۲۳) (بنیان‌گذار علم اقتصاد) از مسائل مهم اقتصادی آگاهی داشته و آن‌ها را مورد بحث قرار می‌داده است. ابن‌خلدون در علم‌الاجتماع نیز به آگوست کنت که به بنیان‌گذار جامعه‌شناسی در جهان غرب مشهور شده، بیش از چهارصد سال تقدّم دارد.

در رمضان ۷۲۳ هجری، مصادف با ۲۷ می‌۱۳۳۲ میلادی، در تونس در خانواده‌ای‌ اندلسی (اسپانیای امروز) که اصلا یمنی بودند، متولد شد و در سال ۸۰۸ ق وفات نمود. برخی قبر او را در قاهره می‌دانند؛ اما تاکنون محل قبر وی مشخص نشده است. اما آنچه که معلوم است؛ او هرگز از خاطره مردم تونس فراموش نشد. ابن‌خلدون منسوب به یکی از خاندان‌های حاکم است، که از آغاز فتح‌ اندلس به‌ بعد اغلب به ریاست و وزارت نائل می‌آمدند. قبل از تولد عبدالرحمان پدرش از یمن به تونس رفته و یک شخص درباری می‌شود. او در چنین خاندانی پرورش یافت و از آغاز خردسالی مناقب نیاکان خویش را می‌شنید و در مجلس پدرش حضور می‌یافت. پرورش در چنین خانواده‌ای دو ویژگی را ایجاب می‌کرد: شیفتگی به جاه و مقام و دلبستگی به مطالعه و دانش. ابن‌خلدون در سنّ پنج سالگی نیای پدری خود را از دست داد و در سن هفده سالگی پدر و مادر وی به‌یک‌باره هنگام شیوع وبای بزرگ در سراسر شرق و غرب عالم اسلام، حیات را به‌درود گفتند. او در میان‌سالی ازدواج کرد و دارای چندین فرزند گردید. او نیز مثل پدرش در تونس به دربار راه می‌یابد و به‌دلیل مخالفت با دربار، چندین بار تبعید و زندانی می‌شود. از آن پس پیوند او با محل تولدش سست شده و او را به سفر برمی‌انگیزاند.

 

آثارابن‌خلدون

۱- التاریخ الکبیر که در ۷۰ جلد می‌باشد؛

۲- مقدمه ابن خلدون؛

۳- رحله ابن خلدون؛

۴- لباب المحصل فی اصول الدین.

 

اندیشه های ابن خلدون

محورهای مهم اندیشه ابن خلدون در کتاب مقدمه بسط یافته است که اهم آنها عبارتند از :

 

  • نظریه عصبیت
  • نظریه شهرنشینی
  • نقش دولت در اقتصاد

ابن‌خلدون برخلاف کلاسیک‌ها، طرف‌دار دخالت دولت در امور اقتصادی بوده و نابسامانی‌های اقتصادی را در رابطه با سیاست عدم‌مداخله دولت می‌داند. از نظر او، برخی از فعالیت‌ها چنان پرهزینه‌اند؛ که بخش خصوصی قادر به پرداخت مخارج آن نمی‌باشد. از این لحاظ، ابن‌خلدون معتقد است که دولت باید در این‌گونه موارد مستقیما وارد عمل شود.

 

  • سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاری و تاثیر آن برمحصول ملّی؛ ابن‌خلدون قرن‌ها قبل از کینز از نظریه ضریب فزاینده، در سرمایه‌گذاری آگاهی داشته و این قضیه را مورد برسی قرار داده است.

 

  • تورم

وی معتقد است که کالاهای ضروری مثل: گندم، باقالا، پیاز و غیره. دچار تورم نمی‌شوند؛ زیرا قیمت این کالاها کمتر تابع تقاضا و بیشتر تابع عرضه می‌باشد و از آن‌جایی که مقدار عرضه این کالاها، بیش از مقدار تقاضای آن‌هاست، لذا قیمت کالاها تنزل می‌یابد. ولی کالاهای لوکس دچار تورّم می‌شوند.

 

  • ارزش کار

ابن‌خلدون پیشاهنگ طرح تئوری ارزش کار است؛ زیرا در مورد اهمیّت ارزش کار در تعیین ارزش اقتصادی تآکید کرده و ارزش کالا را معادل با کار متبلور در آن دانسته است. 

 

  • ماهیت دولت

او بر قومیّت و عصبیت (پیوند خونی) تاکید دارد و ماهیّت دولت را از این دو جهت می‌داند. به‌نظر او، با افزایش مالیات‌ها و فشار بر مردم، گروهی از مردم که اغلب بادیه‌نشین و قبایل هستند، شورش می‌کنند. برخی دیگر با جمع‌آوری طرفداران بسیاری، حکومت را ساقط می‌کنند. دوره حکومت این قبایل شروع می‌شود؛ که حکومت آنها دارای دوره‌هایی است. دردوره اول چون این عدّه بسیار ساده‌زیست هستند و هزینه زیادی ندارند؛ بنابراین آنها نرخ مالیاتی را کاهش می‌دهند و فشار بر مردم کاهش یافته و انگیزه برای فعالیّت افزایش می‌یابد (رونق). افزایش درآمد مردم باعث می‌شود درآمد دولت نیز افزایش یابد. این درآمدها باز در مسیر اقتصاد خرج می‌شود و رونق، گسترش می‌یابد. از آن‌جایی که این حکومت، بر مبنای عصبیّت شکل گرفته، بنابراین این گروه، اعتقاد ویژه‌ای به رهبر خود دارند و پیوند خونی بین آن‌ها از خودگذشتگی را پدید آورده و مسائل مادی در بین آن‌ها کمرنگ می‌شود.

در دوره دوم، به‌مرور، این افراد با زندگی اشرافی خو می‌گیرند و نسل دوم در رفاه رشد می‌کنند؛ به‌ همین جهت، مسائل مادی به‌ مرور، پررنگ شده و اختلافات رشد می‌کند. در نتیجه از خودگذشتگی نیز کم‌رنگ می‌شود. با خو گرفتن به رفاه و اشرافیّت، هزینه‌های دولت افزایش می‌یابد، افزایش مالیات، بر مردم فشار آورده و انگیزه فعالیّت و درآمد مالیاتی را کاهش می‌دهد. تحت این شرایط دو راه وجود دارد:

۱. دولت، هزینه‌های خود را کاهش دهد؛

۲. نرخ مالیاتی را افزایش دهد.

ابن‌خلدون بیان می‌کند که دوباره نرخ‌های مالیاتی افزایش می‌یابد؛ زیرا این افراد به اشرافیت خو گرفته و هزینه‌ها را نمی‌توانند کاهش دهند؛ بنابراین، دولت نرخ مالیاتی را افزایش داده و در نهایت باعث مهاجرت و شورش می‌شود؛ تا یک گروه و قبیله دیگر به حکومت برسد. ملاحظه می‌شود که دیدگاه یاد شده با مدرن‌ترین نظریه‌های اقتصاد دولت در متون نوشته‌شده در قرن ۲۰ و حتی ۲۱ مطابقت دارد.

 

  • قدرت سیاسی و ثروت

مردم ثروت خود را از راه فعالیّت‌های شبانه‌روزی و به‌کار‌انداختن فکر و ثروت به‌دست می‌آورند و چون توانایی مردم محدوداست؛ بنابراین ثروتی که مردم به‌دست می‌آورند، بسیار محدود است؛ اما دولت‌مردان با استفاده از اهرم قدرت و رانت سیاسی، می‌توانند ثروت‌های بسیاری به‌دست آورند. در حالی‌که این ثروت هیچ تناسبی با فعالیت اقتصادی‌ آنان ندارد. در نتیجه یک نابرابری اقتصادی در جامعه شکل می‌گیرد.

 

  • نقش دولت در تجارت و بازرگانی

او دولت را تاجر خوبی نمی‌داند؛ زیرا دولت‌ها انگیزه ندارند، برای مصالح ملّی خود فعالیّت کنند. پس چرا دولت‌ها تجارت می‌کنند؟ او در فصل دوم از باب پنجم کتاب اول، در مورد راه‌های تامین معاش و شیوه‌های آن در مورد تجارت، سخن می‌گوید. از نظر او تجارت هرچند از لحاظ کسب معاش امری طبیعی است؛ ولی بیشتر شیوها و راه‌های آن، در داد و ستدهایی به‌کار می‌روند، که آن‌را برای دستیابی بر نرخی میان خرید و فروش اعمال می‌کنند؛ تا از این تفاوت قیمت سود ببرند. به‌همین سبب، او چانه‌زدن در امور بازرگانی جایز دانسته است.

 ابن‌خلدون همچنین در فصل نهم از باب پنجم در مورد بازرگانی چنین می‌گوید: بازرگانی کوشش در راه کسب و سودآوری به‌ وسیله بارور ساختن ثروت از طریق خرید کالای ارزان و فروختن آن به‌ بهای گران است.

 او در جای دیگر در مورد دخالت دولت در امور بازرگانی ادعا می‌کند که این امر، باعث دلسردی مردم و در نهایت، کاهش مالیات پرداختی آن‌ها به دولت خواهد شد؛ زیرا بازرگانان دیگر درآمدی نخواهند داشت تا خراجی هم بپردازند.

 

  • تخصص و تعهد

وقتی حکومت‌ها با پیوند خونی حاکم می‌شوند و مقام‌های زیادی برای اداره‌کردن و به‌دست گرفتن وجود دارد، تحت این شرایط، افرادی که ندارند، افرادی که تخصص دارند (در مقابل تعهّد خونی) باید مسئول شوند. از نظر او عدم تعهّد مسئول را باید از طریق نظارت‌های قوی تحت نظر داشته باشیم؛ تا او احساس نکند، که آزاد و رها است.

 

  • ساده‌زیستی و میانه‌روی

ابن‌خلدون عقیده دارد، دولت‌مردان و افراد بخش خصوصی، هم می‌توانند خود را به رفاه بیش از حدّ و هزینه کردن افراطی عادت دهند و هم می‌توانند با مقدار کمی هزینه، زندگی خود را تنظیم نمایند. به‌ عقیده وی، نفس انسانی شایستگی قانع‌شدن در امور مادّی و در عین حال صلاحیّت سرکش شدن و رفتن به مسیر افراط را دارد. وی با استفاده از شعری معروف این مطلب را تاکید می‌کند: و النفس راغبه اذا رغبتها و اذا ترد الی قلیل تقنع.

 

  • عدالت و رونق

از نظر او، بین عدالت و رفاه یک رابطه معنی‌داری وجود دارد. در دوره اول به‌دلیل ساده‌زیستی، هزینه‌ها کاهش می‌یابد؛ بنابراین حکومت‌ها به‌ فکر ظلم و اجحاف در حق مردم نیستند و حکومت به‌ عدالت نزدیک‌تر است. عدالت موجب رونق می‌شود. اما در دوره دوم، بی‌عدالتی‌های دولت، موجب از بین رفتن رونق می‌شود. بنابراین اجرای عدالت در جامعه، باعث افزایش انگیزه فعالیت‌ها شده و رونق را پدید می‌آورد.

 

  • نظریه تولید

از نظر او، انسان یک حیوان مادی است؛ که هدفش مصرف بیشتر است؛ پس دو طرف وجود دارد. جانب مصرف و جانب تولید. او “انسان” را عامل اول تولید می‌داند و سایر منابع طبیعی را عوامل ثانویه می‌داند. انسان می‌خواهد نیازهای خود را تامین کند. برای این کار نیروهای خود را سازمان‌دهی می‌کند؛ بنابراین مجبور است تقسیم کار به‌ وجود آورد. تقسیم کار باعث توانایی بالاتر در انجام وظایف خود شده و تولید کل افزایش می‌یابد.

 

  • نشر پول

از نظر ابن‌خلدون، پول علاوه‌بر دو وظیفه‌ی “وسیله مبادله” و “وسیله سنجش ارزش بودن”، جریان دیگری نیز دارد؛ ذخیره ارزش شدن پول، منجر به منحرف شدن اقتصاد، از مسیر خود شده و نابرابری اقتصادی را به‌وجود می‌آورد. از طرف دیگر، اگر دولت‌ها ناشر پول باشند نیز مشکل به‌وجود می‌آید؛ زیرا دولت‌ها به‌دنبال درآمد هستند، یکی از راه‌های تامین درآمد، نشر پول است.

 

  • کشاورزی

ابن‌خلدون، کشاورزی را بر همه انواع معاش مقدّم می‌داند؛ زیرا کشاورزی، امور بسیط، ساده، طبیعی و فطری است که در آن نیازی به‌اندیشه و دانشی نیست.

لینک کوتاه : http://resanedanesh.ir/?p=787

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آیت الله خامنه ای (3) ابن خلدون (2) اقتصاد اسلامی (5) الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت (3) اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان (34) انقلاب اسلامی (2) تقی آزاد ارمکی (2) حسین کچویان (5) حمید پارسانیا (8) حوزه های دانش اجتماعی (3) حکمرانی اجتماعی (9) دانش اجتماعی مسلمین (69) دانشوران جدید (4) دانشوران کلاسیک (4) دانشگاه تهران (3) رضا غلامی (4) روش شناسی (7) روش شناسی دانش اجتماعی مسلمین (6) زیست بوم فرهنگ و دانش اجتماعی (3) سهیلا صادقی فسایی (3) سپهبد شهید قاسم سلیمانی (5) سیاستگذاری (4) سید سعید زاهد زاهدانی (3) عدالت (4) عدالت اجتماعی (3) عدالت پژوهی (4) عقل سرخ (3) علوم اجتماعی (3) علوم انسانی اسلامی (4) علوم انسانی بومی (3) غلامرضا جمشیدیها (6) فضای مجازی (3) فلسفه و علوم اجتماعی (6) قیام حضرت سیدالشهدا علیه السلام (5) متفکران مسلمان (4) مسائل و آسیبهای اجتماعی (2) ملت امام حسین علیه السلام (9) مهدی حسین زاده یزدی (5) نشست علمی (4) نشست های دانش (4) نظریه پردازی (3) ِزنان، خانواده و دانش اجتماعی (4) پرونده ویژه (9) پیشرفت و تحول اجتماعی (6) کتاب (11)